تابستان خود را چگونه گذراندید؟؟؟
من اومدم بعد از هوارتا روز!!!
ببخشیدا که دیر کردم ولی خوب آخه یکمی سرم شلوخ پلوخ بود دیگه!!!![]()
مهمون بازی هامون هم به سلامتی و میمنت روز جمعه خاتمه پیدا کرد.
این آخرین مهمونیه که خونه ی مامانینای شوشو بود دیگه تلافی همه رو کرد و همه همدیگرو همونجا دیدن و باعث شد که دیگه مهمون بازیا ادامه پیدا نکنه.شنبه هم که مشغول خونه داری بودم و کلی خانم شدم
بهدشم شبش بخاطر یه اشتباهی که کردم حالم بد شد و کلی سر درد و سرگیجه و حالت تهوع داشتم و تا نزدیکای ساعت ۴ کلی حالم بد بود و هر نیم ساعت یه بار میدویدم به طرف دستشوئی
!!!!خلاصه انقده تبم داشتم که نگو.شوشو جونم
هم همش بیدار بود و کلی مواظبم بود و هی هم میگفت پا شو بریم دکتر اما اصلا حال اینو که از جام بلند شم نداشتم!دیگه نزدیکای صبح بود که خوابم برد و صبح ساعت ۹ بود که مامان جونه سحر خیزم زنگ زد که میای بریم فلان جا
!!!!شوشو هم بهش گفت که دیشب یکمی حالم خوب نبوده و الانم میخوام استراحت کنم.بهدش ساعت ۱۰ بود که دختر خالم اومد خونمون و بهدش شوشو رفت سر کارش و منو دختر خالم تا ساعت ۱ گرفتیم خوابیدیم
!بهدشم که دیگه یکمی بهتر شده بودم ۲ تا قرص مسکن هم انداختم بالا و بهترم شدم.پا شدم یه نهار تند تندی درست کردم و زنگ زدم شوشو اومد و بهدشم یکمی دیگه استراحت کردم و ساعت ۵ با دختر خالم رفتیم بیرون و یکمی پاساژ گردی کردیم و کلی روحم تازه شد
!!!بهدشم شوشو اومد دنبالمون و رفتیم سینما فیلم کافه ستاره!به نظر من که اصلا قشنگ نبود.فقط ۲-۳ تا تیکه ی خنده دار داشت ولی بقیش غم و غصه....آخرای فیلم هم که دیگه حوصلم سر رفته بود از بس که فیلمش طولانی بود!!ساعت ۱۰.۴۵ که بود می خواستم به آقاهه بگم که بزنه اون کانال که نرگس رو ببینیم!!!!![]()
ساعت ۱۱.۳۰ هم رفتیم خونه ی مامانمینا و اونجا دوباره حالم یکمی بد شد و سرم کلی درد میکرد.احساس کسی رو داشتم که با تابه کوبوندن تو کلش!!!![]()
![]()
بهدشم که نزدیکای ۲ رسیدیم خونه و لا لا کردیم و صبحم ساعت ۱۰ بیدار شدم و اومدم اینجا!!هنوزم صحبونه نخوردم.گفتم یه آپ کوچکولو بکنم و برم .بعد از صحبونه هم با دختر خالم میخوایم بریم بیرون!!!همین دیگه
این بود انشای من درباره ی تابستان خود را چگونه گذراندید!!!![]()
خوب و خوش باشید
بابای