وقتی توی این گرما هیچی جز سرما گیرت نمیاد که بخوری!!!
امان از این سرماخوردگی که وسط تابستونم منو ول نمیکنه
.این دو روزه انقده حالم بد بوده که همش افتاده بودم توی جا و حال تکون خوردن نداشتم.نمی دونم چرا دیروز انقدر خوابیدم.از صبح همش خواب بودم تا نزدیکای ساعت ۳-۴ فقط پا شدم نهار خوردم و بازم خوابیدم.بعداز ظهر هم که دیگه خیلی کلافه شده بودم یه سر اومدم اینجا و به چند تا از بچه ها سر زدم و بازم رفتم خوابیدم تا ۸ شب که شوشو اومد.پریشب که یکمی حالم بد شده بود و فهمیدم که سرما خوردم زود رفتم دکتر و یه آمپول گنده زدم
به امید اینکه فرداش حالم خوب باشه اما انگار نه انگار که آمپول زدم.حالم کلی بد بود.امروزم زیاد خوب نیستم اما دیدم اگه بخوام مثل دیروز همش تو جا باشم کسل میشم واسه همین پا شدم و یه نهار کوچولو درست کردم و یکمی اتاقمو مرتب کردم و بعدشم اومدم اینجا یکمی گشتیدم تا شوشو اومد و نهار خوردیم و رفت.منم دیدم حوصلم سر رفته گفتم بیام اینجا ببینم دنیا دست کیه و بعدشم یه آپ بکنم و برم استراحت بکنم.وای که این سرماخوردگی بد چیزیه.مخصوصا توی تابستون.خیلی آدم رو کلافه میکنه.نه میشه کولرروشن کرد نه میشه گرما رو تحمل کرد
.خلاصه بد جور گی افتادیم با این سرماخوردگیه.من که دیگه قرار داد بستم باهاش.چند ماه یه بار سهمیه دارم!!!!![]()
خب دیگه اینم از پست امروز.فقط اومدم یه حال و احوالی کنم و برم.مواظب خودتون باشید که مثل من تو این گرما سرما نخورید.![]()
پ.ن :دریا جونم رسیدنت بخیر عزیزم. از همینجا بهت زیارت قبول میگم.ایشالا که این سفر همونجوری که فکر میکردی برات بوده باشه و کلی بهت خوش گذشته باشه حاج خانم.![]()
![]()
![]()