فکر نمیکردم  یوزر و پسورد اینجا یادم مونده باشه اما در کمال تعجب دیدم نه مثل اینکه هنوزم اونقدرا پیر نشدم و این حافظه هنوز کار میکنه!

نمیدونم یهو چی شد هوس کردم بیام و یه سری به این خونه ی قدیمی بزنم!رسم معرفت نیست که  همدم این همه سال های زندگیم رو یهو بی هیچ دلیلی ول کنم !فقط یه جورایی نوشتن بادم رفته و نمیدونم اصلا چی باید بگم؟!اصلا چرا باید بگم؟دارم فکر میکنم چقدر طرز فکر آدما با گذشت زمان تغییر میکنه و چقدر چیزایی که یه روز تو زندگی برات اهمیت زیادی داشتن یهو اهمیتشون رو از دست میدن!اوووف اصلا ولش کن این حرفا رو!حالا که بعد ماهها اومدم خوب نیست هی ناله کنم!دوسم ندارم راجع به حال هوای این روزام بنویسم که خیلی خوب نیست و بازم میشه ناله کردن!شاید اگه بازم حس نوشتن بود بیام و بنویسم!