خب به سلامتی ۶ ماه هم از سال ۸۹ تموم شد و فردا٬ پس فردا وارد نیمه دوم سال میشیم!این یکی هم مثل نیمه ی اول مثل برق و باد میگذره حتما و هیچی ازش نمیفهمیم.ولی خدایی دیگه از گرما و تابستون و آفتاب خسته شدم و دلم یکمی هوای پاییزی  و بارون و سرما میخواد.دلم بوی خوب پاییزو میخواد.دقیقا از اون سالی که دیگه مدرسه نمیرم پاییز برام دوست داشتنی شده!یادمه اون سالها که میرفتم مدرسه اومدن پاییز مثل مرگ بود برام.چقدر حس بدی داشت روز اول مهر واسم٬انقدر که خوش میگذشت تو مدرسه بهم چشم نداشتم این روز رو ببینم.الانم انقدر دلم واسه بچه مدرسه ای ها میسوزه که باید برن مدرسه.مخصوصا واسه کلاس اولی ها!!بیچاره ها باید ۱۲ سال بدبختی بکشن و یه مشت چرتو پرت رو بزور بکنن تو مخشون!اگه دست خودم بود عمرا میذاشتم بچم بره مدرسه.مثلا میخواد بره چی یاد بگیره جز یه مشت چرت و پرت٬تازه چارتا هم چیز بد یاد میگیره و به دانشش اضافه میشه!

خلاصه که تسلیت میگم به همه بچه مدرسه ای ها و مامان باباهاشون که از فردا دردسرشون شروع میشه!