همه چی آرومه...
یکماه و دو روزه که این بدبخت داره خاک میخوره و منم دستی به سر و روش نمیکشم!خدا وکیلی با اینترنت دایال آپ و اون سرعت مزخرفش اصلا حس باز کردن بلاگفا رو ندارم!دو سه روز در هفته هم که میام شرکت شووری فقط میرسم عقب افتادگی های وبلاگ خونیم رو جبران کنم و مزرعه ام رو سر و سامون بدم.همین!
البته همه ی اینایی که گفتم بهانه ای بیش نیستند و شماها گول نخورید.راست راست راستش اینه که زندگی داره میگذره بدون اتفاق خاصی و طبق روال عادی و این زندگی هیچ انگیزه ای برای نوشتن بهم نمیده!به قول خواننده ی مردمی همه چی آرومه٬من چقدر خوشحالم!البته در این قسمت دوم یکمی اغراق کرده![]()
خدا رو شکر مهمونی ماه پیشمون هم به خوبی برگذر شد و از اون زمان به بعد همش مشغول مهمونی رفتنیم به لطف یکی از دوستان عزیز که مزدوج شدن و هی ما هم باهاشون پا گشا میشویم!![]()
بابا هم خدا رو شکر حالش خیلی بهتره به لطف دعای شما دوستان.بازم ممنون از اینکه احوالشو میپرسین .
اخر این هفته هم که سالگرد مزدوج شدن خودمونه .پیر شدیم دیگه!امسال وارد ۶ سالگی میشیم.انقده زود گذشت که باور نمیکنم.خلاصه که اینجوریاست و زندگی هم داره میگذره تند تند و من مات و متحیر نشستم و دارم گذرشو نگاه میکنم.
امیدوارم این حس نوشتن هم زودتر برگرده تا زود زود بیام آپ کنم مثل قدیم ندیما!راستی کامنتای پست قبل رو هم جواب دادم.
میگم شرمنده ها!خودمم نفهمیدم چی نوشتم .با این آهنگایی که شووری گذاشته همین چرت و پرتها رو هم نوشتم خودش کلیه!