یک دو سه, زنگ مدرسه...
از اون طرف هم یه سوتیه بد دادم تو کنکور!اولا اینکه زبان عمومیش با اینکه فکر میکردم میتونم خوب بزنم افتضاح بود در حد بنز.خیلی سخت بود.معارفشم که فکر کن قران رو اوردن گذاشتن جلوت و میگن تفسیرش کن!همش آیه بود و بس...!ولی ادبیات بدک نبود.اختصاصی ها ٬طراحی و مبانی خوب بود ٬مکاتب افتضاح و سوتی بزرگ بنده این بود که بجای اینکه تستهای گروه ارتباط تصویری رو بزنم تستای هنرهای تجسمی رو زدم که میتونم بگم ۳-۴ تاشم بلد نبودم و بقیشم تو عمرم نشنیده و نخونده بودم!ولی بجاش تستای اون یکی رو که نزدم اکثرش رو بلد بودم!حالا با این وضع و اوضاع با اعتماد به نفس هم پیش خودم میگم که من که قبولم!
شمام فکر کنید من قبولم
ـ شدیم مثل این خانواده ها که درگیر بچه مدرسه ایشون هستن و نمیتونن هیچ جا برن!آخه بگو پسر جان سر پیری
کلاس رفتنت چی بود !!اونم تو این تابستونی که نصفش ماه رمضونه!خوب من مسااااااااااااااااافرت میخوام.(این شیوه ایه که خوب جواب میده!شووری میاد اینو میخونه و دلش به حالم میسوزه و منو زودی میبره مسافرت
)
ـ بازم سقوط هواپیما و بازم کشته شدن یه سری آدم بیگناه و بازم بی خیالی این دولت و .....تا کی میخواد این سریال ادامه داشته باشه خدا میدونه!!!
ـ منم خوب مثل این بیکارا افتادم رو دور آپ کردنهای بیخودیا!حسابی خاله زنک شدم واسه خودم