بازم بازی
يه بازي ديگه!
1:خودمو معرفي كنم:من منم ديگه!سارا يا ب ن ي يا هر چيزي كه تو دوست داري!مهم اينه كه منم منم.22 ساله و متاهل!عاشق شكلات و شيطنت و هيجان
2:فصل ماه و روزي كه دوست دارم:فصل پائيز،ماه ارديبهشت و بهمن و روز تولدم!12 بهمن رو خيلي ميدوستم
3:رنگ من:بنفش.عاشقشم!اكثر وسايلم اينرنگيه!از لباس گرفته تا كيف و كفش و وسايل خونه
4:غذاي مورد علاقه من:اووووووووم.از اونجائي كه خيلي شيكمو ام بيشتر چيزا رو دوست دارم!مخصوصا ماكاروني و لوبيا پلو و كشك بادمجون ولي از گوشت تيكه اي و كله پاچه متنفرم!
5:موسيقي مورد علاقه من:هر چي باشه!سبك خاصي برام فرق نميكنه!بيشتر بايد با اون اهنگ حال كنم.ولي بين خواننده ها گوگوش برام يه چي ديگس
6:بدترين ضد حالي كه خوردم:راستش اون سالي بود كه ميخواستم تو كنكور شركت كنم!دفترچمو پر كردم ولي چون مي خواستم برم مسافرت نتونستم خودم پستش كنم و دادم داداشم برام پست كنه!اونم يادش رفته بود و روز آخر زماني كه فرصت تموم شده بود يادش اومده بود!واسه همين با پست پيشتاز فرستاده بود كه قبول نكردن .تازه من زماني فهميدم كه رفتم وديدم كارت نيومده برام!اون بدترين ضد حالي بود كه تو عمرم خوردم!ولي خدا رو شكر يه پارتي دم كلفت! تونست كارت جديد واسم صادر كنه
7:بزرگترين فولي يا قولي كه تا حالا دادم:فول كه نميدونم يعني چي؟!! اما بزرگترين قول رو به همسر خان جان روز عقد دادم!قول با هم موندن تا هميشه
8:ناشيانه ترين كاري كه كردم:جواب دادن به اون مزاحم تلفني كذائي
9:بهترين خاطره ي زندگيم:بهترين خاطراتم واسه دوران دوستي با همسرخان جان بود و همچنين روز عروسيم
10:بدترين خاطره ي زندگيم:اون روز بد توي تنگه واشي
11:شخصي هست كه بخوام ملاقاتش كنم:اووم نميدونم والا!آره!يكي دو نفر هستن كه خيلي دوست دارم دوباره ببينمشون
12:براي كي دعا ميكنم: براي خودم،همسر خان جان'ماما و بابائي خودم و همسر خان جان و داداشي و دوستاي حقيقي و مجازيم
13:كي رو نفرين ميكنم:هيچكي
14:وضعيتم در 10 سال آينده:احتمالا مامان يه دخمل كوچولو شدم و احتمالا اينجا نيستم!احتمالا درسمو ادامه دادم و تموم كردم و احتمالا واسه خودم يه كاري دست و پا كردم!احتمالا 32 ساله هم شدم!
15:حرف دلم:دوست داشتم اينجا مال خودم بود!دوست داشتم ميتونستم نگذارم غريبه واردش بشه!دوست داشتم اينجا واسم امن بود و مطمئن!
پينوشت
1:كمتر از 15 دقيقه ديگه بازي بين استقلال و پرسپوليس شروع ميشه!با همسر خان جان شرط بندي كرديم!من برد يا مساوي استقلال اون برد پرسپوليس!از 1 ميليون شروع كرديم و به 100 هزار تومن رسيديم!دعا كنيد برنده شم!خوب؟دي
2:قول ميدم دفعه ي بعد ديگه بازي نباشه!
شروع كرديم و به 100 هزار تومن رسيديم!دعا كنيد برنده شم!خوب؟دي
2:قول ميدم دفعه ي بعد ديگه بازي نباشه!