چند وقتيه ذهنم خيلي مشغول شده.البته خدا رو شكر مشكل خاصي نيست و همه چي تو زندگي رو به راهه و فقط مشكلم الان دوباره بي كاري و الاف گشتنه!كلاس خياطي تموم شد و بازم من موندم و اون فكراي بي خود.شبا وقتي ميرم تو جا تا 2-3 ساعت فكرم مشغوله و خوابم نميبره!همش دارم برنامه ميريزم كه چيكار كنم.بدجوري موندم تو گل!نميدونم چكار كنم.از يه طرف ميخوام درسم و ادامه بدم ولي نميدونم چه جوري!حتما بايد تهران بخونم و سراسري.رشتم همينجوري خودش كلي هزينه داره اگه بخوام آزاد بخونم ميكشه به ترمي 1 تومن واونم كه نميه خوب!!لااقل اگه خودم شاغل بودم يه كاريش ميكردم اما الان!!از يه طرف ديگه ميخوام خودمو يه جوري با يه كلاسي چيزي سرگرم كنم .زده به سرم برم حسابداري بخونم ويه مدركي ازش بگيرم،فكر ميكنم يه روزي ميتونه به دردم بخوره!زبان هم كه از اول مهر ميخوام شروع كنم دوباره!البته اگه خدا بخواد و منم تنبلي نكنم!خلاصه كه بد جوري ذهنم مشغول اين چيزا شده!اين چند وقته هم كه همش داره به عروسي و مهموني ميگذره!عروسي پريشبم جالب بود!يه عروسي با 2 تا عروس دوماد!خيلي كمدي بود.
يه چيزي!چند شب پيشا ساعت نزديكاي 11-12 بود تيوي رو روشن كردم و با شنيدن آهنگ يه شب مهتاب فرهاد كپ كردم!!اولش فك كردم رو ماهواره هستش،'بعد ديدم نخير همين تيوي خودمون كه داره اين آهنگو پخش ميكنه!!چه كيليپي هم واسش گذاشته بودن!اصلا به يه چيزائي ربطش داده بودن كه آدم شاخ در مياورد!الان منم دو تا شاخ گنده رو سرمه!ديدي؟؟ولي خيلي تعجب كردم!اين آهنگ هم تيراژ اول يه برنامه بود به نام يه شب مهتاب!توي اين مملكت ما آدما بعد از مرگشون عزيز و ميشن! مثلا همين فرهاد الان انگاري البوماش مجوز گرفته ولي قبلا كه زنده بود بهش مجوز ندادن!!خيلي مسخرست به خدا!اينم از مملكت ما!
كلي حرف داشتما ولي يادم رفت!آهان يه چيز ديگه!دلم واسه اين صندوقچه ميسوزه!خيلي غريبه .حس ميكنم هيچكي دوسش نداره!نه؟