کی؟کجا؟کِی؟
خلاصه نشستم مثل این آدمای بیکار کامنت ها رو خوندم .واسم جالب بود ببینم از چه زمانی دوستیهام برقرار شد و اولین کامنت شماها توی وبلاگم چی بود!همه رو ثبت کردم.البته آدمای زیادی اومدن و رفتن ولی اینایی که موندگار شدن همینایی هستن که لینکشون کنار وبلاگمه!واسه خودم که جالب بود امیدوارم واسه شماها هم جالب باشه!به ترتیب زمانی هستن این پایینی ها
ـ سلام سارا جون.عزیزم ممنون از لطفت و از این که وبلاگ منو خوندی.من یکی از دوستام به شوشو گفت شوشو خوشم اومد از اون موقع ميگم شوشو (خنده).مسافرت خوش بگذره.همیشه شاد و موفق باشی. ملودی ۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
ـ سلام سارا جان خاطرات قشنگت رو یکی یکی خواندم سالگرد عقدتون مبارک امیدوارم سالهای سال در کنار هم خوشبخت بشید. گلسا ۱9 اردیبهشت ۱۳۸۵
ـ سلام.من بار اول میام اینجا. اما خیلی باهات احساس نزدیکی کردم اونم هویژوری.
حالا برم ارشیو رو بخونم.
راستی مطمئنم اگر به شوشوت بگی چرا دوست داری دو تایی برید نه تنها درک میکنه کلی هم میذوقه. دیییییییییی. دریا پری ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵
ـمی بینم که هر جا میرم یه سارا دیگه هست....
منم سارام و از آشنایی با شما بسی مشعوف (قلمبه سلمبه حرف زدنم حالی میده ها) . سارا این جین کوک ۸ خرداد ۱۳۸۵
ـ سلام.احوال شما؟ممنون كه بهم سر ميزنين.قرار نيست اپ كنين؟ مرد زندگی ۲۱ خرداد ۱۳۸۵
ـ سلام بر سارا جون جونی!خوبی؟چه خبر امتحان دادی؟آهان یادم اومد دفعه پیش برات کامنت گذاشتم این بلاگفای....گند زد به کامنتم.میخواستم بگم دلمه براش درست کن .تو فرانسه یه ایتالیاییه برامون دلمه بادنجون و سیب زمینی و گوجه و فلفل درست کرد بهش میگفت فاغسی(میدونی که ر ندارند)ما میگفتیم بابا این دلمس اونی هم که تو میگی فارسی که باز یعنی این یه غذای ایرانیه.این ایتالیاییها خیلی مثل ایرانیا هستند خیلی هم خونگرمند.امیدوارم خوش بگذره.بوس.بوس. نیکو ۲۷ خرداد ۱۳۸۵
ـ ورود یک آسیستانت جدید برای عزرائیل عزیز را گرامی میداریم . مدیر ۳ تیر ۱۳۸۵
ـ سلام. آدرس وبلاگت من رو به یاد آهنگ مرد تنهای فرهاد انداخت. با صدای بی صدا/ مث یه کوه بلند/ مث یه خواب کوتاه/ یه مرد بود یه مرد.... .حاج باران ۲۵ تیر ۱۳۸۵
ـ سلام. خوشحالم کردی که به خانه ام آمدی. از آن مهمتر از اینکه ابراز علاقه کردی که پستی با عنوان پنج سال بعد بنویسی، خوشحالم کردی. ازت ممنونم و منتظر می مانم که نوشته ات را بخوانم. رضا۵۳ ۱۹ مرداد ۱۳۸۵
ـ سارا....
تو چقدر کوچولويي؟
ماشالا به اينهمه شور و نشاط و سرخوشي..
ايشالا هميشه شاد و کنار هم کامياب باشين . آرایه ۵ شهریور ۱۳۸۵
ـ یا اله ما داریم می آییم... کسی چادر سرش نباشه !!!
شما چرا ما رو شرمنده کردی ؟ لینک ما رو گذاشتی و یه ندا ندادی ما هم لینک کنیم .مشتی ماشالا.. ۲۱ شهریور ۱۳۸۵
ـ منم برات خوشحالم قد یه عالمه!!!!!!!!!!!!!!!
فکر کنم بار اوله که برات کامنت می ذارم.خوشحالم که تو یه پست پر از شادی برات کامنت می ذارم!اقلیما ۱۳ ابان ۱۳۸۵
ـ من مشهد زندگی می کنم. به بابا جونت بگو در خدمتیم. کاری داشتن بگن سه سوت براشون انجام بدیم. منم دلم برف می خواد. اینجا برف اومد اما رو زمین ننشست .عسل ۲ اذر ۸۵
ـ سلام سارا خانومممممم
احوال شما ؟؟
میگم شاید این برفه دلش نخواد حالا حالا ها بیادددددد
تکلیف ما چیه ؟؟؟
نبودم یه مدت ببخشید. سیمین ۲۳ آذر
ـ سلام سارا خانوم
گاهی به وبلاگت سر می زنم . خوشم میاد از نوشتن از خیاطیت و شوشو جونت . همش فکر میکنم خیلی کوچولویی !!! اینطوریه ؟
همیشه خوش باشی و خندان . . . فريدا (البته به اسم زويا برام كامنت گذاشته بود) 18 بهمن 1385
ـ آی گفتی. منم کاملا اخلاقم ربط به هوا داره یعنی وقته بده من مزخرف میشم و وقتی خوبه معمولی هستم!!! الهام سبزينه 19 بهمن 1385
ـ سالروز عشقتون مبارک . امیدوارم همیشه خوش باشید و عاشق بمانید.
از راهنماییت هم ممنون سارا جان. می خوام سعی کنم یه کم مهربونتر باشم نمی دونم بتونم یا نه. خانم خونه 18 ارديبهشت 1386
ـ سلام خانومی...
از بلاگ رضا اومدم این جا... راستش اصلا نمیدونم قبلا اومدم یا نه... از بس که اوضاع روحی فعلا ضایع میزنه... به هرحال دیشب بعد از این که خوندیم نوشته ی رضا را علی میگفت که تو اولین نفری بودی که توی روشنای کاریز بلاگفا برایش کامنت گذاشتی ... کنجکاو شدم... اومدم کامنتت را هم برای عمو رضا خوندم و کلی شوکه شدم... من الان گیجم یا این که گیج ترم؟
نمیدونم اما به هرحال... مرسی خانومی... لطف داری...
پیوند عشقت را هم تبریک میگم و امیدوارم سالهای سال شاد و دور از هر غم و داغی کنار هم باشید. هیچ روزی مبارک تر از روز پیوند عشق نیست.. این روز گوارای وجودتان. آيدا 23 ارديبهشت 1386
ـ سلام
مبارکت باشه
رفتم ترساتو خوندم. من یه داستان نوشتم اسمش هست جن عزیز من. هرکی خونده ترسش از جن ریخته. یه داستان عاشقانه ی طنزه. می تونی از کنار صفحه ام دانلود کنی. اگه اهل قصه باشی قول می دم خوشت بیاد. شاذه 24 ارديبهشت 1386
ـ سارا جان سلام
من عاشق خیاطی هستم....
راستی یکی واسه من کامنت گذاشته به اسم "سارا" ولی هیچ آدرسی از خودش نذاشته..... اون تو هستی؟! خاتون 19 تير 1386
ـ سارا خانوم سلام .. ممنونم از اینکه دوبار سر زدید .. من خیلی بی معرفت نیستم کم بی معرفتم !!!
چند وقتی است که این مادر شوهر نظافت کنونتان را خوانده ام .. باور کنید که من برای مهمان های ناخوانده که باعث تمیز شدن خانه می شوند ارادت خاصی دارم .. کارها با سرعت نور انجام می شه و وسطش خسته شدم و مردم هم وجود نداره .. 1 2 3 تمام ... قدر مادر شوهرت را بدان مادر. پروانه 27 تير 1386
ـ ایول به این مادر شوهر..ایول به این جذبه! مادمازل ايكس 29 تير
ـ آهان حالا ... دست دست ... بیا ...
به افتخار پدر عروس که پدری رو درحق عروس تموم کرده و چند روز پیش هم روزش بوده .....
به افتخار پدر دوماد که تو این اوضای وانفسا دست پسرشو تو دست این عروس خوشگل گذاشت ...
به افتخار خود دوماد که جرات و جسارت ازدواج رو داره
و به افتخار هرچی مرده ... تو این دنیاکه پر نامرده ...
یه کف مرتب بزندید ......... شله شله ........... آهان ..........
.............................................................
سارای عزیز امیدوارم همیشه تو جشن و شادی و قر و اینا باشی ....
.............................................................
ما شومارا لینک مینوماییم . دلیلش را نیز از صدو هجده جویا شوید
.............................................................
ارادتمند : انیگما ۱۶ مرداد ۱۳۸۶
ـ اینجا پلمپ شده یا تو هم مثل اون یکی سارا پسووردتو گم کردی؟ علي رنگ شراب 11 مهر 1386
ـ دو هفته پیش این نوشته رو اولین بار خوندم و بعد هم دق و دلی خودم و تو و بقیه رو رو سر حاجی خالی کردم . ای دلم خنک شد .... افق 11 مرداد1387
ـ سلام
چه حسن تصادفی درست چن دقیقه پیش از بلاگ حاجی باران به شما برخوردم مطلبت جالب بود و خوندمش تا ته اومدم کامنت بذارم چشمم به چیزی خورد که باعث دلگیریم شد. رفتم دلگیریمو ابراز کنم و برگشتم که دیدم شما کامنت برام گذاشتی. شادمانه هم برای عرض تشکر و هم برای مطلب قشنگت روانه شدم. همه دلگیریهامو هم فراموش کردم و اومدم بگم نمیشه . این لامصب دل وقتی آویزونت شد حرف هیچکی تو گوشش نمیره. اصن انگار این دل یه هشت پاس دوتا دس واسه چشم و دو تا دست واسه گوش و یه دس واسه دهن و ( ای بابا زیاد آوردم. عمرا اگه کم بیارم) یه دست واسه پس زدن مزاحما و دو دستم واسه پیش کشیدن عشق(دیدین گفتم کم نمیارم)
موفق باشین لذت بردم. عليرضا 12 شهريور 1387
این کامنت هم خیلی واسم جالب و خنده دار بود!اصلا یادم نمیومد این کامنت!نوشتم شماهام یکمی بخندین!!!![]()
ـ دختر تو چقر جلفی. من ديگه از دست مهسا دارم ميمیرم به مهسا تماس بگيريد01233245212.روح الله عشق شکست خورده مهسا!!