|
خوب٬خوب٬٬عالی٬فوق العاده٬معمولی٬بد٬بد٬کسل کننده٬وحشتناک٬خوب٬عالی٬بد٬......
این حال این روزامه!!اگه شما فهمیدید من چه مرگمه اونوقت به منم بگید تا لااقل بتونم خودمو درمان کنم تا مثل آدم زندگی کنم!!! یه چیز جالب اینه که هر وقت میام تو ایجا نک و ناله میکنم از فرداش خوب خوب میشم و خودم با دیدن پست آخرم خجالت میکشم!میشه گفت دقیقا از فردای این پست قبلی خوبم و دارم مثل آدم زندگی میکنم و ورزش میکنم و به کارام میرسم و سر حالم و شاد.حالا تا کی این روند ادامه پیدا کنه و زندگیم نره رو دنده ی چپش خدا عالمه!فعلا که خوبم ...
آهنگ اینروزا:(بلک کت) ستاره بارون کن و داغون کن و بیا حالم و دگرگون کن و برو.... دیوونه بازی کن و نازی کن و بیا باز دل و راضی کن و برو... موهاتو افشون کن بیا باز دل و پریشون کن و برو... شیدا شو و غوغا کن و بیا آتیشو بر پا کن و برو... نمون اینجا برو ..نمون اینجا ...نمون اینجا برو...
+
خط خطي شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 12:39 توسط سارا
|
نوشتنم این روزا دلیل بر خوب یا بد بودنم نیست.این روزا حس کسی رو دارم که بین زمین و هوا معلقه و تکلیفش با خودش مشخص نیست!یه جورایی ساکن شدم و توی این سکون گیر کردم.خواب ها ی بدم روزام رو پریشون میکنه و باعث نداشتن آرامش و گوشه گیری و سکوتم میشه!دیگه خسته شدم از دیدن هر شبه ی کابوسای بد اونم کابوسهایی که مثل فیلم جلوی چشمم میان و از ذهنم نمیرن.چند شب پیشا انقدر تو خواب داد زده بودم که صبح که پا شدم گلوم درد میکرد.
روحم یکمی آرامش میخواد .یکمی دلخوشی میخواد .یکمی تنوع!چقدر خوب بود که میشد چند وقت یکبار روحمون رو توی جسمی متفاوت جا میدادیم و زندگیه متفاوتی رو تجربه میکردیم!فکرشو بکن چقدر لذت بخشه اسیر نبودن توی یه جسم... در هر صورت روزا دارن میگذرن و این منم که دارم دنبالشون کشیده میشم و ...
اینا تیکه هایی از نوشته ام توی دفترم بود.این روزا اگرهم مینویسم واسه خودم و دل خودم مینویسم.اینجوری بیشتر احساس امنیت میکنم و میدونم که لااقل کسایی که دوست ندارم نمیخوننم!تازه حس بهتری بهم میده یه جورایی واقعا خالی میشم وقتی مینویسم.فعلا که اینجوری مینویسم و شاید اصلا زدم اینجا رو ترکوندم و خیال خودمم راحت کردم که دیگه همچین جایی نیست. این روزا دارم خودمو با آهنگ ترس شادمهر دار میزنم!!یه حسی بهم میده... ترس....ترسم اینه دیر بفهمی عشق پاکو تو نگاهم دیگه آ...........دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم ترس....ترسم ای اینه که روزی من به یاد تو نباشم دیگه دلسرد بشم از تو برم و با تو نباشم.....برم و با تو نباشم.... ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم....
+
خط خطي شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت 15:5 توسط سارا
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
مهربونا
نيكو آرمي و دريا پري سراه ملودي اقليما آيدا الهام مادموازل ايكس!! افق آرايه خاتونک نسرين الناز روژين نسرين گيلاس پروانه صميم ديانا نهال عسل بانو ستاره شاذه فريدا خانم خونه گل بانو عسل شووري مشتي ماشالا رضا53 يكي مثله همه حاج باران علي رنگ شراب فهيم عليرضا حاج واشنگتن شراگيم بهاره رهنما پنجره اي رو به آسمان .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آخرین خط خطي ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
