|
بازم عید داره میاد و بازم من یه جورایی شدم!نمیدونم چرا چند روز مونده به تغییر سال حس بدی پیدا میکنم و یه جورایی دلشوره میگیرم.با اینکه هر سال عاشق اینم که برم تو بازار تجریش بگردم تا دلم باز بشه و حال و هوای عید بیشتر بپیچه تو تنم ولی امروز که رفتم یه دوری زدم دلم بیشتر گرفت!نمیدونم چه مرگمه.
این یک هفته یه چیز جدید تجربه کردم!تنهایی.نه اینکه کم تنها بودم٬ نه!هیچوقت نشده بود تا ساعت ۱۱-۱۲ اینا همه پشت سر هم تنها باشم.دقیقا یک هفته هستش که شبا تا دیر وقت تو خونه تنهام.نه میتونم بگم بد بود نه خوب بود.ولی برام جالب بود.هیچوقت فکر نمیکردم بتونم تنهایی انقدر دووم بیارم ولی خوب تونستم.تازه کم کم عادت هم کردم و امشب دوست داشتم هر چه زودتر بیام خونه تا تنها باشم.تو این یک هفته سعی کردم کارایی که دوست دارم رو انجام بدم!تا هر وقت دلم خواسته نشستم بازی کردم و کلی کتاب و مجله خوندم و تازه دی وی دی های جودی آبوت رو هم بیشترشون رو دیدم و کلی کیف کردم.خدایی که من شونصد بار دیگه هم ببینمش بازم سیر نمیشم!دیشب داشتم فکر میکردم که چه کارتون های توپی داشتیم ها!با اینکه اکثرا ننه مرده بودن یا دنبال ننه باباشون میگشتن ولی خوب کلی نکات آموزنده داشتن.خیلی بهتر از این چرت و پرتایی بودن که الان نشون میده.من که عمرا بذارم بچم پس فردا از این کارتونای خشن ببینه!هر روز براش از این کارتونای خوب قدیمی میذارم.خوب از حرف اصلیم دور شدم!داشتم میگفتم که هر کاری دوست داشتم انجام دادم.تازه هر شب کلی هم به خونه زندگیم رسیدم.من تازه امسال میتونم به خودم بگم زن خونه دار.واقعا امسال درک کردم کار خونه چیه!آخه همه کارها رو بچز اتاق خوابمون رو به تنهایی انجام دادم.با اینکه خسته شدم ولی راضیم از کارم و وقتی میبینم همه جای خونه برق افتاده کیف میکنم. اووووووووووووم.چقدر چرت و پرت نوشتم!امشب دلم گرفته بیخود و بی جهت.دوست دارم حرف بزنم با یکی ولی خوب....!راستی چند روز پیشا این خونه ی مجازی ۳ سالش تموم شد و رفت تو چهار سال.خوشحالم که اینجا رو دارم و یه عالمه دوست خوب که با اینکه ندیدمشون ولی واقعا دوستشون دارم و از ناراحتی شون ناراحت میشم و با شادیشون شاد میشم و اگه ازشون خبر نداشته باشم نگرانشون میشم و اگه چند وقت سر نزنم بهشون واقعا دل تنگشون میشم!دوستایه مجازی که شدن جزیی از زندگیه حقیقیم.خوشحالم بخاطر داشتن تک تکشون. راستی قرار بود عکس ماهی هام رو بذارم براتون !یادتونه؟خوب عجل مهلت نداد سال جدید رو ببینن و هر دو تا شون مردن بیچاره ها!دلم کلی سوخت براشون. خوب دیگه شارژ لپ لپم داره تموم میشه و الانه هاست که خاموش بشه! تا قبل از عید حتما میام راستی شووری تو که الان سرکاری و فردا هم همینطور و تا شنبه اینجا رو نمیخونی.پس من الان تولدت رو تبریک میگم بهت که شنبه بری ببینی.قربونت برم که ۳۱ ساله شدی و کلی مرد شدی واسه خودت.دوستت دارم و از خدا واست سلامتی و موفقیت تو همه ی کارهات رو میخوام.یه عالمه بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای تو عزیز دل پ.ن :این پست رو دیشب آپ کردم ٬ولی نمیدونم چرا نمایش داده نشده!مرگ بر بلاگفای نمایش نده ی پست خور!!
+
خط خطي شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 22:52 توسط سارا
|
انقدر حرف دارم و انقدر وبلاگ نخونده و ایمیل نخونده دارم و انقدر کار تو اینترنت دارم که نمیدونم از کجا شروع کنم و مهم تر از همه اینکه وقت هم ندارم!دیگه امروز طاقت نیاوردم و گفتم گور بابای کار خونه که تمومی نداره و با شوی گرام اومدم شرکت!
این چند وقته اولا که کلی کار خونه داشتم!جون عمم خونه تکونیمو زود شروع کردم که زودی تموم شه ولی هیچ فرقی نکرده!تازه به این نتیجه هم رسیدم به ضرر آدمه که زود کارش رو شروع کنه چون در هر صورت تا لحظه ی سال تحویلم تمومی نداره!از اونجایی هم که بنده از کارگر جماعت شانس ندارم گفتم بی خیال و خودم مشغول شدم.اینجوری آدم سنگین تره لااقل میگه خودم همه کارهامو کردم.اونجوری پا به پای کارگر که باید کار کنی تازه کلی هم غصه شو باید بخورم که بدبخت و بیچاره هستش!آخرم خودم بیشتر از اون حمالی میکنم!خلاصه که شدم یه پا کارگر.تازه چون دم عیده و زندگی هم خرج داره سفارش کار میگیرم.انقدر هم خوب و تمیز کار میکنم.تازه نقاشی دیوار و نصب موکت هم میپذیرم!اتاقمون رو خودمون خیلی خوکشل نقاشی کردیم بدونه این که گند بزنیم!شیشه هم تمیز پاک میکنم!فقط آشپزخونه رو شرمنده که هنوز مال خودمم مونده!آهان کاشی و سرامیک کف دستشویی و حمام هم بلتم برق بندازم!خلاصه که کارگر گیرتون نیومد تعارف نکنید در خدمتیم! دیگه همین دیگه!خبری نیست جز خر حمالی های شب عید! آهان راستی ماهی خریدم.دو تا ماهی قرمز خوشگل.یکیشون که کوچیکتره و دمش سیاهه منم و اون یکی سفید بزرگتره هم شووریه!اینا رو گفتم پیش زمینه بشه تا تو اولین فرصت عکسای اعضای جدید خانوادمون رو براتون بذارم! فعلا همینا رو داشته باشد تا برم ببینم دنیا دست کیه .فعلا بای
+
خط خطي شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 16:18 توسط سارا
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
مهربونا
نيكو آرمي و دريا پري سراه ملودي اقليما آيدا الهام مادموازل ايكس!! افق آرايه خاتونک نسرين الناز روژين نسرين گيلاس پروانه صميم ديانا نهال عسل بانو ستاره شاذه فريدا خانم خونه گل بانو عسل شووري مشتي ماشالا رضا53 يكي مثله همه حاج باران علي رنگ شراب فهيم عليرضا حاج واشنگتن شراگيم بهاره رهنما پنجره اي رو به آسمان .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آخرین خط خطي ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
