|
سلام الان شدم شبيه اين قحطي زده ها كه نميدونن با اينهمه چيزي كه بهشون دادن چيكار كنن و از هولشون ميخوان از همش استفاده كنن !!همه وبلاگا رو باز كردم و نميدون از كدوم شروع كنم .كلي دلم هواي نوشتن كرده بود اين چند روزه،ولي خوب نميشد بيام كه!البته يكي دو بار از فرصت سوء استفاده كردم و يه سركي كشيدم ولي خوب اونجوري نبود كه بتونم يه دل سير بيام بشينم پاي نت.هفته قبل همش به مهمون داري گذشت.اولش كه تفلدم بود و كلي از دوستامون اومدن اينجا بعدشم كه از دوشنبه دوستاي شووري كه رفته بوديم عروسشون توي سنندج اومدن خونمون.البته خيلي غير منتظره بودا!!ييهو زنگ زدن كه فردا داريم ميام ،اونم نه يه روز نه دو روز 9 روز!البته خوب فعلا 3-4 روزش خونه ما بودن.از شب پنجشنبه هم رفتيم خونه ي اون يكي دوستمون همگي تا همين يكي دو ساعت پيش كه برگشتيم و اونام وسايلشونو جمع كردن رفت خونه يكي ديگه از بچه ها.خلاصه كه اين چند روزه همش به مهمون داري گذشت.البته اونش سخت نبود چون من مهمون دوست دارم فقط يه چيزش سخت بود كه هر روز با خانومش از صبح ميرفتيم اينور و اونور واسه خريد!خدائي به اندازه يكي دو ماه اشباع شدم از پاساژ رفتن !در كل خوب بود اين چند روزه.اكثرا با برو بچ دور هم جمع بوديم . الانم اومدم يه سري اينورا بزنم و برم چون كلي خسته ام و فردا هم ترم جديد زبانم شروع ميشه .شووري جونمم حالش خوب نيست ،از بس اين بچه ها سيگار كشيدن و هواي خونه دود بوده سينش اذيت شده و چرك كرده،الانم تب و لرز كرده و خوابيده يه حس بديه اين شباي جمعه!مخصوصا وقتي كه تا بعد از ظهرش تنها نباشي بعد يهو تنها شي!خيلي دلگير و كسل كننده هستش! راستي بعد از ظهري نسخه بدون سانسور علي سنتوري رو ديديم!نميدونم، نه ميشه گفت خوب بود نه بد!!همش داشت درداي جامعه رو فرياد ميزد تو فيلمش!يه جورائي بعد از ديدن اونم دلم گرفته از اين جامعه ي .... كامپيوترم قاط زده!هم سرعتش به شدت اومده پائين هم وقتي به اينترنت وصل ميشم ريست ميشه!كلي ويروسي شده بيچاره! همين ديگه!كلي حرف داشتم ولي خوب حس ميكنم بجز يه مشت چرت و پرت چيزي ديگه اي نيستن و ارزش نوشتن ندارن!مثه همين بالائي ها.. يه چيز جالب بگم و برم!البته جالبيش واسه خودمه!اون وقتي كه از اينجا رفتم اون يكي وبلاگ با اينكه ميدونستم كسي ديگه اينجا نمياد هر روز به اينجا سر ميزدم ولي باور ميكنيد از وقتي باز تصميم گرفتم اينجا بنويسم ديگه به اونجا سر نزدم!اصلا يادم نمونده كه وبلاگ ديگه اي داشتم مثلا!!!راستي يه سوال:من چه جوري ميتونم نوشته هاي اونورو بيارم توي اين وبلاگ؟؟اگه كسي ميدونه ممنون ميشم بهم بگه از اين به بعدم ميخوام تند تند بيام اينجا بنويسم !البته سعي ميكنم بشم همون دختر خوب قبلا ها فعلا باي
+
خط خطي شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 23:15 توسط سارا
|
مهمون دارم در حد بنز!اونم واسه یک هفته!
فکر کنم اصلا فقط نکنم بیام این ورا لطف کنید زیادی آپ نکنید تا من عقب نیوفتم!! زود برمیگردم فعلا
+
خط خطي شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 1:29 توسط سارا
|
سلام
جون عمم مثلا میخواستم فعلا واسه خودم بنویسم و کسی نفهمه!! آخه بیکارید میاید به وبلاگی که ۴-۵ ماه آپ نشده سر میزنید؟؟خوف اکشال نداره!خوش اومدین!! میگما امان از پیری!!کلی حرف داشتما واسه وراجی ها اما رفت!!حالا کجا خدا داند؟ دیروز میخواستم بیام آپ کنم اما خوب شد که نشد!کلی دپرس بودماونم بی خود و بی دلیل!با اینکه مثلا دیروز باید روزی خوبی میبود اما اینجوری نبود برام!میدونید چیه؟قبلا ها این روز یعنی رو تفلدم خیلی برام مهم بود!اصلا این روز یه طرف بود و بقیه روزام هم همونطرف! نه خدائی جدی میگم انگار با اون ۳۶۴ روز دیگه فرق داشت این روز.کلی پر انرژی و سرحال بودم و کلی واسه سالی که واردش شدم برنامه ریزی میکردم اما یکی دو ساله برعکس شده!!کلی حسهای بد میاد سراغم!احساس بیهودگی میکنم شدید!!!حالا چرا بازم نمیدونم!!در کل دیروزکه خوب نبود!ولی بجاش امروز خوبم و کلی هم از اینکه یک سال بزرگتر شدم(جون همون عمه بالائیه)و عقلم بیشتر شده حالا اشکال نداره!!خودتونو ناراحت نکنید!!من امروزم قبول میکنم تبریکاتونو!!!بلاخره بخشش از بزرگان است دیگه بگم براتون که روزا داره همینجوری میگذره و منم مشغول کلاس زبان همچنین!بلاخره اینم یه جور سرگرمیه دیگه!از بیکاری بهتره! آهان راستی یه چیزی!!خدمت اون دوستائی که خیلی مشتاق بودن بدونن این مانتوی مادر شوهر به کجا رسید باید بگم که به میمنت و مبارکی همین ۱ ساعت پیش تموم شد!!!واقعا تموم شدا و آماده تحویله!!!چیه؟؟هر کی پیش خودش فکرای بد بکنه با من طرفه ها!!!خوب چیکار کنم نه اینکه مدلش خیلی خاص بود واسه همین خیلی طول کشید وگرنه ما اینکارهایم آبجی!! همین دیگه الان میخوام برم یکمی زبان بخونم جون عمم!!!(بدبخت)هفته ی دیگه اینموقع مثلا امتحان دارم!!اصلا هم شب قبلش نمیخوام تولد بگیرم و کلی هم مهمون ندارم! پس فعلا بای
+
خط خطي شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت 17:8 توسط سارا
|
سلام
سلام به وبلاگ دوست داشتنیه خودم نمیدونی این چند وقت چقده دلم برای نوشتن توی اینجا تنگ بوده!چه میشه کرد دیگه!!!بخاطر یه سری چیزا مجبور شدم ولت کنم و برم!!ولی دیدی که دلم طاقت نیاورد و برگشتم اینجا دوباره! البته فعلا کسی نمیدونه ٬میخوام چند وقت واسه دل خودم بنویسم.از اون روزی که از اینجا کوچ کردم اونور یه جورائی اصلا دستم دیگه به نوشتن نمی رفت.خیلی غریبی میکردم با اونجا!باور کن امروزم دلمو زدم به دریا و بازم اومدم اینجا از این به بعدم فقط همین جا مینویسم مهم نیست کسایی که دوست ندارم اینجا رو میخونن!مهم اینه که دلم میخواد واسه دل خودم اونجائی که دوست دارم بنویسم.همین الانم میخوام برم یه دستی بکشم به سرو روی اینجا و یکمی گردگیریش کنم فعلا واسه اولی همین قدر بسه آخی دلم واسه این آیکون ها هم تنگ شده بودا! فعلا بای وبلاگ نازنینم
+
خط خطي شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 15:7 توسط سارا
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
مهربونا
نيكو آرمي و دريا پري سراه ملودي اقليما آيدا الهام مادموازل ايكس!! افق آرايه خاتونک نسرين الناز روژين نسرين گيلاس پروانه صميم ديانا نهال عسل بانو ستاره شاذه فريدا خانم خونه گل بانو عسل شووري مشتي ماشالا رضا53 يكي مثله همه حاج باران علي رنگ شراب فهيم عليرضا حاج واشنگتن شراگيم بهاره رهنما پنجره اي رو به آسمان .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آخرین خط خطي ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
