|
دی دی دی دیدیدیدیدی دی
به افتخار خانم راننده یه کف مرتب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! قبول شدم قبول شدم قبول شدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آفرین به خودم!!!!!!!کلی خوشحالم و ذوقیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مرسی از همتون که انقدر تشویقم کردید و بهم اعتماد به نفس دادید. البته یه عالمه هم ممنون شوشوم هستم که این چند روز کلی روحیم رو قوی کرد و کلی تشویقم کرد. فکر نمیکردم قبول بشم اما جفت امتحانام رو عالی دادم!!!آئین نامه رو که بدون غلط نمره ی کامل گرفتم٬امتحان شهر رو هم خیلی خوب رفتم و اصلا هول نکردم!!یه پارک دوبلی رفتم که خودمم کف کردم!!!! خوب بذارید از اول بگم!!!!!! دیروز که کلی نشستم و آئین نامه رو خوندم!(میشه گفت خر زدم!!! آخی این سرهنگه که امتحان میگرفت انقدر مهربون و خوش اخلاق بود که نگو!کلی اولش راهنماییمون کرد و بعدشم امتحان رو شروع کرد.اولش یه خانم دیگه امتحان داد که بار دومش بود و قبول شد ٬بعدش من رفتم٬تا حرکت کردم گفت اینجا یه دوره دو فرمون بزن که منم زدم بعدش یه کم جلو تر گفت کنار اون ماشین برو و یه پارک دوبل انجام بده که اونم انجام دادم تا از پارک هم در اومدم گفت بزن کنار و برو عقب بشین منم اومد بالا و کلی هم گشنم بود آخه امروز خیلی انرژی مصرف کرده بودم راستی هر کی هم شیرینی میخواد بیاد خونمون بخوره!!!!!!من که نمیتونم واسه همتون پست کنم خب اینم از گواهینامه!!!کلی خوشحالم!!حتی بیشتر از وقتی که دانشگاه قبول شدم!!!نمیدونم چرا!!! الانم میخوام برم به مامانم زنگ بزنم و بهش بگم!!!!راستی شبم مهمون داریم!!البته غریبه که نیستن مامان و بابای شوشو میخوان بیان پیشمون. خوب دیگه بسه خیلی تایپیدم!!!!برم دیگه به کارام برسم!!! فقط خدا کنه زودتر این گواهینامم رو بفرستن تا تابستون تموم نشده!!!!برم یه دلی از عزا در بیام!!!!!!یکمی این ماشین شوشو رو داغون کنم!!!!!(چقدر من بجنسما!!!!) روز همگیتون بخیر قربون همتون بابای
+
خط خطي شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 10:49 توسط سارا
|
سلام
امروز آخرین جلسه ی رانندگیم بود و سه شنبه هم امتحان دارم!!! البته مطمئن هستم که قبول نمیشم منم کلی ترسیدم آره دیگه اینجوریا شد که امروز به طور کامل اعتماد به نفسمو از دست داده بیدم و کلی خراب کاری کردم دیشب جاتون خالی با دوستامون رفتیم پارک و اونجا کلی شیطونی کردم آره دیگه امروزم زیاد حالم از اون لحاظ هم رو به راه نبود و یکمی سرم گیج میرفت!!!اینم یکی دیگه از دلایل گند زدنم!!! حالا باید بشینم یکمی آئین نامه باز بخونم امروزم اگه بشه بعد از بازی فوتبال برم دکتر برای معایینه چشمم راستی امروز ساعت ۴.۳۰ ایران بازی داره ٬خدا کنه خوب بازی کنن و بازم آبرومونو نبرن!!!! ما که واسشون دعا میکنمیم!!! شماها هم واسه ی من دعا کنید که قبول بشم..... راستی ممنون از راهنمایی هاتون در مورد غذا!!ولی مهمونیم این هفته کنسل شد و افتاد واسه ی هفته ی دیگه روز همگیتون بخیر بای
+
خط خطي شده در شنبه 27 خرداد1385ساعت 15:58 توسط سارا
|
سلام
من چند روزه میخوام بیام آپ کنم اما اصلا حسشو ندارم!!خوب چیکار کنم!!!یکمی تنبل شدم!!! الانم داشتم یکسری اس ام اس راجع به فوتبال میخوندم!!کلی خندیدم خدایی خیلی باحال بودن راستی بهتون تبریک میگم!!این شکست شیرین رو این چند روزه اتفاق خاصی نیوفتاده.هنوز مشغول گذروندن کلاسای رانندگی هستم!!دیگه واسه خودم یه پا راننده شدم!! خب دیگه یه عالمه کار دارم!!آخر هفته هم مهمون دارم.زیاد نیستن ۲ نفرن!! اما خوب مهمون مهمونه!!چه ۲ نفر باشه چه ۱۰ نفر!!کارش یکیه دیگه هنوز درست نمیدونم چی درست کنم!!به شوشو گفتم از شهزاد(همون خانمه که مشتاق دیدنه منه!! خب دیگه واسه این پست بسه!! من برم به کارام برسم قربونتون بای
+
خط خطي شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 17:21 توسط سارا
|
سام و علیکم!!!!!!
حال احوال چطوره؟؟؟ خوش میگذره؟؟؟ با گرما چی کار میکنید؟؟؟ این روزا حسابی سرم گرمه و مشغولم و کمتر وقت اینو دارم که بیام اینورا!ولی بخدا هر موقعیتی پیدا کنم میام و بهتون سر میزنم! یه عالمه حرف دارم اما نمی دونم چه جوری بگم و مهمتر از اون حسشو ندارم که بتایپم!!!! خیلی خیلی خسته ام و خوابم میاد!!دیشب فقط تونستم ۳ ساعت بخوابم!!اونم همش با استرس!!میترسیدم خواب بمونم!! دیروز با دوستای شوشو دور هم جمع بودیم . ماها هم که جمع میشیم دیگه زمان و ساعت حالیمون نمیشه و اکثرا تا صبح بیداریم!!!دیروزم یعنی بهتر بگم دیشب هم رفتیم خونه ی یکی از برو بچ و شام خوردیم و ساعت ۱ زد به سرمون که بریم پارک آره دیگه خلاصه تا ساعت ۳ اونجا بودیم و بعد منو شوشو اومدیم خونه و اونا تا صبح اونجا بودن بچه ها دیشب مسخره میکردن و میگفتن فردا به مربیت بگو شما رانندگی کن من اینور یه چرت بزنم میدونید چیه این مربیه میگفت که از جلسه ی پنجم میتونیم بریم داخل خیابونای اصلی ولی من از دیروز یعنی جلسه ی دوم رفتم !!!آخه از بس توی این کوچه پس کوچه ها گشتیم خسته شدیم و اینم گفت بی خیال بریم خیابون!!!!خلاصه امروزم کلی خیابون گردی کردیم با این مربیه ولی من بیچاره هم نتونستم بخوابم که!!آخه امروز قرار بود بازم با بچه ها بریم بیرون خلاصه ظهرم جاتون خالی رفتیم طرف کن سولقون.خیلی خوش گذشت نهارم همونجا خوردیم راستی اون سام و علیکم بالا هم دیگه این چند روزه شده یه سوژه آره دیگه اینجوریاست!!!میگم خوبه من حال نداشتم !!اگه حال داشتم چقدر میخواستم فک بزنم!!!(البته از نوع تایپیش)!!! کلاسای رانندگیم هم خیلی خوب پیش میره کلی به خودم امیدوار شدم!!!خدا کنه همون بار اول قبول بشم !!! ببین من هی دارم طولش میدم تا شوشو بیاد و بریما!!اگه الان ولم کنن میگیرم تخت تا فردا میخوابم از بس که این چند روزه کمبوده خواب پیدا کردم!!ولی اگه بخوابم و دوباره پاشم کسل میشم!!! خوب باید دیگه اینو بیخیال شم و بیام یه سر به وبلاگ بچه ها بزنم ببینم در چه حالین خوب من دیگه میرم چشام خسته شدن از بس رو کیبورد رو نگاه کردم!!! خوب و خوش باشید قربونتون بای
+
خط خطي شده در پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 19:35 توسط سارا
|
سلام خدمت همه ی دوستای گلم این چند روزه اصلا حوصله ی آپیدن رو نداشتم و شرمنده که به کسی هم سر نزدم.فقط میومدم یه سر به وبلاگ ملودی میزدم که ببینم ازش خبری شده یا نه؟؟؟
رفتم نهارم رو تند تند خوردم و اومدم.اصلا هم بهم مزه نداد خب چي داشتم ميگفتم؟؟؟؟ آهان آره ديگه امروز به تلافيه اين 3-4 روز اومدم و كلي وب گردي كردم!!!خدا به داد برسه آخر ماه قبض تلفن مياد و شوشو منو طلاق ميده !!! راستي امتحان آئين نامه رو قبول شدم!!كلي ذوق كردم
+
خط خطي شده در شنبه 13 خرداد1385ساعت 17:2 توسط سارا
|
سلام
همين الان فهميدم كه ملودي يكي از بچه هاي وبلاگ نويس از ديشب بخاطر درد آپانديس تو بيمارستان بستری هستش از همه ي شما ها يي كه ميايد اينجا خواهش ميكنم واسش دعا كنيد ممنون از همتون
+
خط خطي شده در چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 20:24 توسط سارا
|
سسسسسسسسسسسسسسسسسسلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
حال و احوال چطوره؟؟؟؟ خوبید؟؟؟؟؟ خوش میگذره ما رو نمیبینید؟؟؟؟؟؟!!!!!!! میبینم که یه چند روز نبودم اما کلی از قافله عقب موندم!!!!!! امروز سراغ هر وبلاگی که میرفتم کلی آپیده بود و منم کلی احساس عقب موندگی کردم!!!(البته از اون لحاظ!!) کلی دختر خوبی شدم و کلی فعال!!! سحر خیز شدم یه عالمه!!!!امروزم که کاری نداشتم ولی گفتم زود پا شم اول از همه بیام اینجا یه دلی از عزا در بیارم خلاصه اینجوریا دیگه!!! الانم اومدم یه آپ کوچولو بکنم و برم به کارام برسم!!! از بس تو هر وبلاگی که میرفتم همه هی میگفتن امتحان داریم ٫امتحان داریم٫ویروسش به من هم منتقل شد!!!!! چهارشنبه امتحان آیین نامه دارم!!!امیدوارم خنگ بازی در نیارم و همون دفعه ی اول قبول بشم!!! الانم دیگه میخوام برم یکمی درسمو!!!!!بخونم که مشروط نشم!!!(آخییییییی یادش بخیر!!) شما ها هم نیاد اینجا و این چرت و پرتا رو بخونید و نظر بدید!!!برید به کار و زندگیتون برسید دیگه!!!(افعال معکوس بید!!!!) خب دیگه منم برم راستی یه چیزی:دیشب خواب افسانه رو دیدم (اکثرا میشناسیدش!) خواب دیدم شوهر کرده و از اونجایی که میگن خواب زن چپه خواهشمندم داوطلبین برای دریافت فرم به قسمت نظرات رفته و درخواستشونو اعلام کنن٫ در اولین فرصت بهشون رسیدگی میشه!!! هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!(بنیاد امور خیریه) قربونتون بای
+
خط خطي شده در دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 10:52 توسط سارا
|
سلام
احساس میکنم امروز یه جورایی شدم٬خیلی حس بدی نسبت به خودم پیدا کردم!! وقتی میبینم که تبدیل شدم به یه آدم بیکار و خونه نشین و فقط کارم این شده که بیام اینجا از دست خودم عصبانی میشم!! نیومدم اینجا که شروع به نالیدن کنم و غر بزنم!!فقط اومدم که بگم شاید یه چند وقتی کمتر اینورا آفتابی بشم!!آخه واقعا احساس میکنم معتاد شدمبه اینجا !! و نیاز به یه ترک شدید دارم!!! این یکی دو روزه اوج بیکاریه من بوده...خیلی خیلی حوصلم سر رفته...کاری هم ندارم انجام بدم!!یه جورایی اصلا بدنم بی حس و حال شده!!!تا جایی که حال ندارم برم سر کوچه و خرید کنم وقتی میبینم که همه یه جورایی سرشون گرمه٬یا شاغلن یا یه فعالییت مفیدی دارن انجام میدن از خودم بدم میاد!! یکی دو ساعت پیش دیگه کلی اعصابم بهم ریخته بود ٬نشستم و کلی فکر کردم!!!دیدم یه آدمی که اول جوونیشه و تازه ۲۱ سالشه نباید انقدر بیکار و علاف باشه و هیچ کاره مفیدی نتونه انجام بده .تنها کار مفیدم اینه که بشورم و بپزم و خونه داری کنم همینجوری که دراز کشیده بودم و داشتم فکر میکردم باد کولر بهم خورد و بوش منو یاد چند سال پیش انداخت!!!اون زمانی که دیگه امتحانات آخر سال رو داده بودم و تعطیل شده بودم.هر سال اول تابستون کلی واسه ی خودم برنامه ریزی میکردم که فلان کارو بکنم و فلان کارو نکنم الانم دقیقا همینجوری شدم!!!قبل از عید کلی واسه خودم برنامه ریزی کردم که تو سال جدید فلان کارو بکنم و فلان کلاس رو برم!!!ولی امروز دیدم که سه ماه از سال هم گذشت و من حتی یکی از اون کارا رو هم انجام ندادم!!! اما امروز واقعا تصمیم گرفتم که یکمی به خودم بیام و دست از این همه تنبلی ور دارم!!!اول از همه هم باید برم سراغ گواهینامه!!بعدشم کلی کار دیگه که خدا کنه بتونم رو حرفم بمونم و بازم مثل همیشه فقط این چیزا حرف نباشه و عمل هم بکنم... واسه همینم اومدم بگم اگه یه چند وقتی دیر به دیر اومدم و بهتون سر زدم ناراحت نشید قربونتون روز همگی خوش بای
+
خط خطي شده در چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 15:51 توسط سارا
|
سلام و صد سلام خدمت خانم خانما و آقا پسرای خوف!! حال و احوال چطوره ؟؟؟خوش میگذره؟؟؟ ممنون از همتون که این چند روزی رو که من نبودم بهم سر زدید و وبم و تهنا نذاشتید!! جای همتونم خالی٬ کلی مسافرت خوش گذشت.آی هوا خوب بود٬ جون میداد واسه دریا رفتن!!ا این یکی دو روزه هم یه کوچولو سرما خورده بودم در رابطه با پست قبلی هم باید خدمتتون عرض کنم که به دلیل یه سری مسائل امنیتی این پست حذف میشه!!! من نمیدونم یه چند وقتیه یه دختره این پسورد وبلاگ منو گیر آورده بعضی وقتا میاد و واسه خودش تو اینجا مینویسه!!! اونم چی؟؟؟یه چیزایی که من دوست ندارم اینجا بنویسم ٬ که یه وقتی باعث ناراحتیه دوستام نشه!! اما این دختره ی لوس میاد و وبلاگم و خراب میکنه!!!! واسه همینم من پست قبلی که اون نوشته بود رو پاک میکنم!!!دیگه هم سعی میکنم اینجا راهش ندم!!! خب دیگه جونم براتون بگه که این دورو برا تو وبلاگ همسایه ها انگار یه خبراییه!!! افسانه خانم گفته که واسه یه مدت بخاطر یکسری مشکلات نمی تونه بنویسه و اینجوریا که بوش میا انگاری خبراییه ملودی جونم که دیگه کارش در اومد و باید هر روز بشینه همه ی کامنتاشو واسه ی شوشو ش بخونه یه سری از برو بچ هم که این چند وقته حسابی مشغول درس و مدرسه و دانشگاه و معظل(نیدونم درست نوشتم یا نه!!) بزرگ امتحانات هستن داداش شهاب هم که انگاری خیلی سرش شلوغه و مشغول کار و کاسبی و زن و بچه داریه خلاصه اینجوریاست دیگه ٬هر کسی به نحوی مشغوله و من هم که طبق معمول بیکار تو خونه و مشغول وبگردی.... الانم که در خدمت شما هستم . همین دیگه.... واسه امروز بسه خیلی حرفیدم!!!! قربونتون همگی خوب و خوش باشید بای
+
خط خطي شده در سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 15:39 توسط سارا
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
مهربونا
نيكو آرمي و دريا پري سراه ملودي اقليما آيدا الهام مادموازل ايكس!! افق آرايه خاتونک نسرين الناز روژين نسرين گيلاس پروانه صميم ديانا نهال عسل بانو ستاره شاذه فريدا خانم خونه گل بانو عسل شووري مشتي ماشالا رضا53 يكي مثله همه حاج باران علي رنگ شراب فهيم عليرضا حاج واشنگتن شراگيم بهاره رهنما پنجره اي رو به آسمان .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آخرین خط خطي ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
